كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

237

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

تا چندين نفر از چاه‌هاى بدر محافظت نمايند تا قريش نتوانند از آنجا آب بردارند « 1 » ، و ضمنا بدين وسيله سپاه قريش مجبور بود اردوگاه خود را در شرق برپا نمايد و در نتيجه رو به آفتاب قرار گرفتند . رگبار باران نيز زمين را براى رفت‌وآمد مسلمانان محكم‌تر ساخت ، در حالىكه بالا آمدن قريش از تپه را مشكل‌تر نمود . به رسم معمول اعراب ، جنگ بدر به صورت تن به تن آغاز شد . سه تن از بزرگان مسلمين ، حمزه ، على و عبيدة ابن حارث ، آماده جنگ با سه تن از قريش گرديدند . عتبه ، شيبه و وليد بن عتبه نيز از طرف ديگر به انتقام‌جوئى بازرگان كشته شده آماده نبرد گرديدند . هر سه جنگجوى قريش كشته شدند و عبيدة ابن حارث نيز آنچنان زخم كارى برداشت كه او را از صحنه نبرد خارج كردند . پس از آن جنگ ، عليرغم نفرات بيشتر ، قريش در مدت كوتاهى خود را در موضع ضعف يافت . آنها به روش قديمى قبيله‌اى به جنگ مىپرداختند و هر طائفه‌اى افراد خود را رهبرى مىنمود ، و همين امر ضعف رهبرى واحد را به وجود آورد . در عوض مسلمانان با انسجام و انضباط سازمان يافته‌اى تحت رهبرى واحد به جنگ پرداختند . نبوغ نظامى محمد ( ص ) نيز ناگهان ظاهر گرديد . او مسلمانان را پشت در پشت و به صورت يك مجموعه فشرده گرد آورده و دستور داد تا به تيرباران دشمن پرداخته ، از شمشيرهاى خود فقط براى جنگ تن به تن و آن‌هم در صورتى كه مجبور شدند استفاده نمايند . در نيمه‌هاى روز ، قريش ، كه فكر مىكرد اين جنگ فقط يك نمايش قدرت خواهد بود ، وحشت‌زده پراكنده و متوارى گرديدند ، در حالىكه 50 نفر از مردان زبده و كارآزموده آنها و از جمله خود ابو جهل كشته شده و بر روى زمين رها شده بودند . مسلمانان كه از پيروزى خود به شوق آمده بودند ، شروع به محاصره اسرا كرده و به روش سنتى اعراب آنان را يكىيكى مىكشتند . محمد ( ص ) با ديدن اين صحنه بلافاصله دستور توقف داده و آنان را از اين كار منع نمود . در همين حال خداوند نيز از طريق پيامبر فرمان داد تا با اسراى جنگى با مهربانى و رأفت رفتار گردد . محمد ( ص ) همچنين از نزاع مسلمانان بر سر تقسيم غنائم جلوگيرى كرده و 150

--> ( 1 ) - اين مطلب صحت ندارد و پيامبر در هيچ جنگى آب را بر دشمن نبسته است . دستورات آن حضرت به فرماندهان سپاهيانى كه براى جهاد گسيل مىداشت هم‌اكنون موجود است كه آب را بر دشمن نبنديد ، نخلستان‌ها را آتش نزنيد ، معابد و كليساها را خراب نكنيد و . . .